تبليغاتX
علیـه‌ اعـدام .....
دفاع از زندانیان سیاسی هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور

butimar & hesenpurمردم آگاه کردستان، سازمانهای مدافع حقوق بشر جهان و مجامع بین المللی!

 

چنانکه مطلعید  جمهوری اسلامی ایران، اعدامهای گروهی و کشتارهای جمعی غیر نظامیان و مردم بیدفاع ایران را آغاز کرده است، این اقدامات در سطحی است که بی تفاوت ترین انسانها را نیز ناچار به شکستن سکوت کرده است و این فاجعه را احساس میکنند. در این رابطه و در راستای حذف و قمع جنبشهای اجتماعی، این سلطه با نیرنگ و دسیسه و انحراف واقعيتها، هجمات خود را علیه روشنفکران و فعالان مطبوعاتی گسترش داده است. و شمار زیادی از اقشار فرهنگی را بازداشت و تحت دشوارترین فشارهای ممکن قرار داده است. بازداشت رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان روزنامه نگار محمد صدیق کبودوند، که در زیر فشارهای غیر قانونی قرار دارد و محروم از هرگونه حقوق انسانی خود، سلطه سخت برای تخریب و تسلیم وی در تلاش است، ربودن آکو کرد نصب خبرنگار دیگر کرد و بازداشت وی در سلولهای انفرادی و ممانعت از ملاقات و دیدار خانواده با وی و مهیا کردن فضای اعتراف گیری و سناریوی دیگر، بازداشت اجلال قوامی و همچنین محمود صالحی و منصور اسانلو و توقیف آخرین هفته نامه ها و نشریات، همه و همه تنها در راستای تکمیل پروسه سرکوب جنبشهای فرهنگی، مدنی و مستقل بویژه در کردستان میباشد.

 

و اما از همه تهوع آورتر و قبیح تر ، صدور حکم اعدام برای روزنامه نگار مستقل عدنان حسن پور و فعال مدنی هیوا بوتیمار است که با مخالفتها و واکنشهای بی نظیر و جهانی مواجه بوده است و در این رابطه مراکز، سازمانها، پارلمان، شخصیتها، احزاب سیاسی و جنبشهای مدنی در جهان باقی نمانده است که سکوت خود را نشکسته و این حکم ناعدلانه را محکوم و رسوا نکنند و از مقامات ایران نخواسته باشند که این حکم ناروا را مورد بازبینی و تجدید نظر قرار دهند. اما آنچه که جای بسی تاسف و تعجب است، موضعگیریهای مکرر ومستمر وکیل مدافع عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار آقای صالح نیکبخت است.

 

آقای نیکبخت به جای دفاع بعنوان وکیل به شعله ور نمودن این آتش و تدارک سریعتر این مجازات ناروا یاری رسانده است.

 

ما بعنوان کمیته مشترک کمپین عدنان و هیوا در مورد آقای نیکبخت همواره تلاش کرده ایم علیرغم تمام موضعگیریهای نا صالح و غیر منطقی ایشان، مرزهای حرمت  و حریمهای قانونی و گفتگوهای مدنی و اصولی را نقض نکنیم، اما متاسفانه ایشان شور قضیه را در آورده و به همین خاطر سکوت را در قبال این موضعگیریها  را مناسب ندانسته و ناچار به پاسخگوئی و ارائه چند پرسش از ایشان شدیم:

  

-          جناب نیکبخت! میتوانید پاسخ دهید که دلیل این موضعگیریها جنابعالی چیست و چرا به مثابه دادستان سخن می گوئید و وظیفه اصلی خود همانا وکالت را از یاد برده اید؟!

  -          شما که در اظهارات اولیه خود اعلام کردید که عدنان را دیده اید و او نزد شما از اعترافت خود گفته است( درست یا نادرست بودن این ادعا  مشخص میشود)، هیچ میدانید که شما با این اقدام مرزهای رازداری و وظیفه وکیل بودن خود را زیر پا گذاشته اید!؟  

-          چرا اعلام نکردید که عدنان و هیوا دست به اعتصاب غذا زده اند و پس از چندین روز در زندان انفرادی و بطور اتفاق از حکم اعدام برای خود مطلع شده اند؟!( سازمان قضایی ایران برخلاف تمام قوانین و ضوابط جهانی، حکم را به انها ابلاغ نکرده است!!)  

-          شما که ادعا دارید عدنان بطور شفاهی نزد شما به اتهامات خود اعتراف کرده و 140 صفحه اعتراف نوشته است، پس چرا دست به اعتصاب غذا زده است و درخواست وی چیست؟!

  -          شما که میدانید این حق قانونی هر زندانی است که پس از تحقیقات و بازجویی باید به بند عمومی منتقل شود، پس چرا درقبال بازداشت 61 روزه عدنان و بازداشت بیش از یک ماه هیوا در سلولهای اطلاعات و سپس انتقال مجدد آنها به اطلاعات سکوت را اختیار کردید؟! 

 -          چرا آن زمان که عدنان در مریوان در دادگاه حضور یافت و قرار بود با وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد گردد، لیک عدنان خطاب به قاضی گفت "من هیچکدام از این اتهامات را که اطلاعات میگوید و در پرونده من آمده است را قبول ندارم چراکه در زیر فشار و شکنجه ناچار به نوشتن این اعترافات شده ام،" پس از این موضعگیری وی را مجدداً به اطلاعات منتقل دادند و سپس حکم اعدام وی را صادر کردند، جنابعالی چرا در این خصوص موضعگیری نکردید.  

-          چرا نمیگویید عدنان برای چه درخواست دیدار با رئیس کل دادگستری استان کرده است؟.

  

-          چرا پس از صدور مجازات مرگ دوباره آنها را تحت مراقبت اطلاعات وبازداشت در سلولهای انفرادی قرار دادند؟!

  

-          همه میدانیم بخاطر دوست داشتن و حفاظت از عدان و هیوا نبود بلکه درصدد تهیه اعترافات و نمایشهای تلویزیونی میباشند که تاکنون موفق به انجام چنین پروسه ای نشده اند) چرا این سوال حقوقی را به مراتب بالا اعلام نمیکنید که چنین روشی در کدام قانون جمهوری اسلامی ایران نگاشته شده است.؟!

  

-          پس چرا نمیگوئید دستگاه قضایی ایران چرا به درخواست انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در خصوص تشکیل کمیته مشترک برای حقایق پرونده عدنان و هیوا پاسخ نمیگوید.؟!

  -          یا اگر خود باورید که هیچکدام از اتهامات وارده به هیوا و عدنان سزاوار مجازات اعدام نیست پس تهدید و منت گذاشتن شما برای چیست که اگر جنجال و حمایت حامیان این دو بگذارند شما میتوانید این حکم را نقض کنید؟ 

 -          جناب نیکبخت شما تمام آنچه را که در پرونده این دو زندانی آمده است را باور کرده اید و آن را دوباره و چند باره کرده اید اما تاکنون سخنی در مورد اینکه قاضی در پرونده هیوا نوشته است هیوا مجرد است و شما هم میدانید اینطور نیست، سکوت اختیار کرده اید؟!..  

-          آقای نیکبخت!  

برای اطلاع شما و افکار عمومی و مردم کردستان، ما در این باره اطلاعت و جزئیات دقیقی را در اختیار داریم اما فعلاً از افشای آنها خودداری میکنیم، ولی بعنوان کمیته مشترک و همچنین بعنوان افکار عمومی این حق را به خود میدهیم که از جنابعالی سوال کنیم؟ آیا تاکنون و تا این مرحله شما بعنوان وکیل مدافع این دو زندانی چه کرده اید و کدام وظیفه صریح و چشمگیری را برای نجات جان آنها به انجام رسانده اید؟؟!!

  

کمیته مشترک دفاع از عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار

  

·         سخنگوی کمیته ـ لیلی حسن پور

 

·         کانون نویسندگان کردستان ایران           

 

·         مرکز شرق نو برای دموکراسی

 

·         سازمان حقوق بشر کردستان        

        

·         کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     

 

·         مرکز چاک

 k_pshtiwani@yahoo.com

adnanhasanpoor@yahoo.com

kempainp@yahoo.com


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 13:49  توسط ...  | 

butimar & hesenpurمردم آگاه کردستان، سازمانهای مدافع حقوق بشر جهان و مجامع بین المللی!

 

چنانکه مطلعید  جمهوری اسلامی ایران، اعدامهای گروهی و کشتارهای جمعی غیر نظامیان و مردم بیدفاع ایران را آغاز کرده است، این اقدامات در سطحی است که بی تفاوت ترین انسانها را نیز ناچار به شکستن سکوت کرده است و این فاجعه را احساس میکنند. در این رابطه و در راستای حذف و قمع جنبشهای اجتماعی، این سلطه با نیرنگ و دسیسه و انحراف واقعيتها، هجمات خود را علیه روشنفکران و فعالان مطبوعاتی گسترش داده است. و شمار زیادی از اقشار فرهنگی را بازداشت و تحت دشوارترین فشارهای ممکن قرار داده است. بازداشت رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان روزنامه نگار محمد صدیق کبودوند، که در زیر فشارهای غیر قانونی قرار دارد و محروم از هرگونه حقوق انسانی خود، سلطه سخت برای تخریب و تسلیم وی در تلاش است، ربودن آکو کرد نصب خبرنگار دیگر کرد و بازداشت وی در سلولهای انفرادی و ممانعت از ملاقات و دیدار خانواده با وی و مهیا کردن فضای اعتراف گیری و سناریوی دیگر، بازداشت اجلال قوامی و همچنین محمود صالحی و منصور اسانلو و توقیف آخرین هفته نامه ها و نشریات، همه و همه تنها در راستای تکمیل پروسه سرکوب جنبشهای فرهنگی، مدنی و مستقل بویژه در کردستان میباشد.

 

و اما از همه تهوع آورتر و قبیح تر ، صدور حکم اعدام برای روزنامه نگار مستقل عدنان حسن پور و فعال مدنی هیوا بوتیمار است که با مخالفتها و واکنشهای بی نظیر و جهانی مواجه بوده است و در این رابطه مراکز، سازمانها، پارلمان، شخصیتها، احزاب سیاسی و جنبشهای مدنی در جهان باقی نمانده است که سکوت خود را نشکسته و این حکم ناعدلانه را محکوم و رسوا نکنند و از مقامات ایران نخواسته باشند که این حکم ناروا را مورد بازبینی و تجدید نظر قرار دهند. اما آنچه که جای بسی تاسف و تعجب است، موضعگیریهای مکرر ومستمر وکیل مدافع عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار آقای صالح نیکبخت است.

 

آقای نیکبخت به جای دفاع بعنوان وکیل به شعله ور نمودن این آتش و تدارک سریعتر این مجازات ناروا یاری رسانده است.

 

ما بعنوان کمیته مشترک کمپین عدنان و هیوا در مورد آقای نیکبخت همواره تلاش کرده ایم علیرغم تمام موضعگیریهای نا صالح و غیر منطقی ایشان، مرزهای حرمت  و حریمهای قانونی و گفتگوهای مدنی و اصولی را نقض نکنیم، اما متاسفانه ایشان شور قضیه را در آورده و به همین خاطر سکوت را در قبال این موضعگیریها  را مناسب ندانسته و ناچار به پاسخگوئی و ارائه چند پرسش از ایشان شدیم:

  

-          جناب نیکبخت! میتوانید پاسخ دهید که دلیل این موضعگیریها جنابعالی چیست و چرا به مثابه دادستان سخن می گوئید و وظیفه اصلی خود همانا وکالت را از یاد برده اید؟!

  -          شما که در اظهارات اولیه خود اعلام کردید که عدنان را دیده اید و او نزد شما از اعترافت خود گفته است( درست یا نادرست بودن این ادعا  مشخص میشود)، هیچ میدانید که شما با این اقدام مرزهای رازداری و وظیفه وکیل بودن خود را زیر پا گذاشته اید!؟  

-          چرا اعلام نکردید که عدنان و هیوا دست به اعتصاب غذا زده اند و پس از چندین روز در زندان انفرادی و بطور اتفاق از حکم اعدام برای خود مطلع شده اند؟!( سازمان قضایی ایران برخلاف تمام قوانین و ضوابط جهانی، حکم را به انها ابلاغ نکرده است!!)  

-          شما که ادعا دارید عدنان بطور شفاهی نزد شما به اتهامات خود اعتراف کرده و 140 صفحه اعتراف نوشته است، پس چرا دست به اعتصاب غذا زده است و درخواست وی چیست؟!

  -          شما که میدانید این حق قانونی هر زندانی است که پس از تحقیقات و بازجویی باید به بند عمومی منتقل شود، پس چرا درقبال بازداشت 61 روزه عدنان و بازداشت بیش از یک ماه هیوا در سلولهای اطلاعات و سپس انتقال مجدد آنها به اطلاعات سکوت را اختیار کردید؟! 

 -          چرا آن زمان که عدنان در مریوان در دادگاه حضور یافت و قرار بود با وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد گردد، لیک عدنان خطاب به قاضی گفت "من هیچکدام از این اتهامات را که اطلاعات میگوید و در پرونده من آمده است را قبول ندارم چراکه در زیر فشار و شکنجه ناچار به نوشتن این اعترافات شده ام،" پس از این موضعگیری وی را مجدداً به اطلاعات منتقل دادند و سپس حکم اعدام وی را صادر کردند، جنابعالی چرا در این خصوص موضعگیری نکردید.  

-          چرا نمیگویید عدنان برای چه درخواست دیدار با رئیس کل دادگستری استان کرده است؟.

  

-          چرا پس از صدور مجازات مرگ دوباره آنها را تحت مراقبت اطلاعات وبازداشت در سلولهای انفرادی قرار دادند؟!

  

-          همه میدانیم بخاطر دوست داشتن و حفاظت از عدان و هیوا نبود بلکه درصدد تهیه اعترافات و نمایشهای تلویزیونی میباشند که تاکنون موفق به انجام چنین پروسه ای نشده اند) چرا این سوال حقوقی را به مراتب بالا اعلام نمیکنید که چنین روشی در کدام قانون جمهوری اسلامی ایران نگاشته شده است.؟!

  

-          پس چرا نمیگوئید دستگاه قضایی ایران چرا به درخواست انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در خصوص تشکیل کمیته مشترک برای حقایق پرونده عدنان و هیوا پاسخ نمیگوید.؟!

  -          یا اگر خود باورید که هیچکدام از اتهامات وارده به هیوا و عدنان سزاوار مجازات اعدام نیست پس تهدید و منت گذاشتن شما برای چیست که اگر جنجال و حمایت حامیان این دو بگذارند شما میتوانید این حکم را نقض کنید؟ 

 -          جناب نیکبخت شما تمام آنچه را که در پرونده این دو زندانی آمده است را باور کرده اید و آن را دوباره و چند باره کرده اید اما تاکنون سخنی در مورد اینکه قاضی در پرونده هیوا نوشته است هیوا مجرد است و شما هم میدانید اینطور نیست، سکوت اختیار کرده اید؟!..  

-          آقای نیکبخت!  

برای اطلاع شما و افکار عمومی و مردم کردستان، ما در این باره اطلاعت و جزئیات دقیقی را در اختیار داریم اما فعلاً از افشای آنها خودداری میکنیم، ولی بعنوان کمیته مشترک و همچنین بعنوان افکار عمومی این حق را به خود میدهیم که از جنابعالی سوال کنیم؟ آیا تاکنون و تا این مرحله شما بعنوان وکیل مدافع این دو زندانی چه کرده اید و کدام وظیفه صریح و چشمگیری را برای نجات جان آنها به انجام رسانده اید؟؟!!

  

کمیته مشترک دفاع از عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار

  

·         سخنگوی کمیته ـ لیلی حسن پور

 

·         کانون نویسندگان کردستان ایران           

 

·         مرکز شرق نو برای دموکراسی

 

·         سازمان حقوق بشر کردستان        

        

·         کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     

 

·         مرکز چاک

 k_pshtiwani@yahoo.com

adnanhasanpoor@yahoo.com

kempainp@yahoo.com


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 13:45  توسط ...  | 
 

هنوز از سرنوشت عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار اطلاعی در دست نیست.

دسیسه‌های زیادی بر علیه‌ آن ها برنامه‌ ریزی شده‌ از اراجیف عرفان قانعی فرد گرفته‌ تا صالح نیکبخت

همه‌ و همه دست در دست همدیگر برای تشویش اذهان عمومی بسیج شده‌اند .

رژیم از به بن بست رسیدن در مقابل آزادی خواهان دست به هر برنامه‌ای میزند . که‌ شاید آبروی بر باد رفته‌اش را حفظ کند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 11:10  توسط ...  | 
                          

                          فعالیت های مدنی هیوا بوتیمار

                         فعالیت های مدنی هیوا بوتیمار

                        فعالیتهای مدنی هیوا بوتیمار

                        فعالیتهای مدنی هیوا بوتیمار

                       فعالیت های مدنی هیوا بوتیمار

                       

فعالیت های انجمن چیا و ایثار و از خود گذشتگی های هیوا بوتیمار برای مردم مریوان تداعی خدمتی است که‌ از اذهان مردم پاک شدنی نیست.

اکنون دست های سیاه‌ اعدام در کمین فعالان مدنی و روزنامه‌نگاران است . برای نابود نشدن آزادی و برای رهایی انسان های آزادیخواه‌ بپا خیزیم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 16:39  توسط ...  | 
عه‌دنان و هیوا

به افکار عمومی و تمامی نهادهای مدافع حقوق بشر در سراسر جهان 

دو هفته بعد از صدور حکم ننگین اعدام برای روزنامه نگار مستقل "عدنان حسن پور" و فعال مدنی "هیوا بوتیمار" ، سرانجام سخنگوی قوه قضاییه ایران خبر صدور این حکم را تایید نمود.

 

همزمان با تایید این خبر سخنان و مواضعی از سوی برخی مسولان حکومتی و افراد دیگر شنیده میشود که لازم است با دقت و ریزبینی با آنها برخورد نمود.

 

این سخنان به اتهاماتی غیر فرهنگی و غیر مطبوعاتی اشاره میکنند و دلیلشان بر این مدعاها اعترافات عدنان و هیوا در زندانهای جمهوری اسلامی است.

 

لازم به یاداوری است که جمهوری اسلامی ایران از آغاز حکومتش تا به امروز، به صورت مستمر و برنامه ریزی شده همه دگراندیشان، منتقدان، و فعالان عرصه های مختلف را در زیر شکنجه ناچار به اعتراف به گناه ناکرده کرده است.

 

این روند به حدی مورد توجه مسولان ایرانی قرار گرفته و تکرار شده است که خود نیز باور کرده اند که این فرایند سراسر کذب، واقعیت دارد.

 

تاریخ حکومت اسلامی ایران در مقابله با دگراندیشان و منتقدان، تاریخی واضح و بر همه آشکار  و نزد همگان رسوا است.

 

کدامین روزنامه نگار و فعال و منتقدی است که پایش به زندانهای ایران رسیده باشد و برچسب ضد انقلاب و جاسوس و برانداز نخورده باشد و خود نیز در نمایشی تلویزیونی ظاهرأ این ادعاها را اثبات نکرده باشد؟

 

سناریوهای آیت الله شریعتمداری و امیر انتظام و حمله به آیت الله منتظری و چهره های  خودی نظام تا نیروهای سیاسی و افراد روشنفکر و فعال همچون سعید سیرجانی، سیامک پورزند، علی افشاری و این اواخر هم رامین جهانبگلو و هاله اسفندیاری و ... شواهدی بر این واقعیت هستند.

 

بر اساس این واقعیتها و واقعیت زنجیره نمایشهایی که حاکمان ایران همچون "اعتراف" از آنها نام میبرند، بی گمان اعترافات عدنان و هیوا هم در ردیف همان اعترافات جای میگیرند.

 

بر این اساس اعلام میداریم که این اتهامات مجعول هیچ ارزش و بهایی نداشته و به عنوان سند و مدرک قانونی قابل قبول نیستند.

 

همچنین جهت روشنتر شدن افکار عمومی اعلام میکنیم که لیست اشیای مصادره شده عدنان موجود بوده و به زودی ان را منتشر خواهیم کرد. به جز این اقلام هر مورد دیگر که به عدنان حسنپور نسبت داده شود دروغ بوده و ترفندی است از سوی حکومت جهت کامل کردن سناریوهایش.

 

کمیته مشترک دفاع از عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار

  

لیلی حسن پور سخنگوی کمیته مشترک

 

کانون نویسندگان کردستان ایران

 

مرکز شرق نو برای دمکراسی

 

سازمان حقوق بشر کردستان

 

کمیته دفاع از زندانیان کردستان

 

سازمان چاک

  

k_pshtiwani@yahoo.com

 

adnanhasanpoor@yahoo.com

 

kempainp@yahoo.com

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 15:48  توسط ...  | 
اعلام نارضایتی انجمن فرهنگی - ادبی مریوان برای صدور حکم عدنان حسن پور

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 13:3  توسط ...  | 

دلشاد جمشیدی؛ شنبه‌ 28/7/2007  فنلاند

به‌ یاد دارم زمانی را که‌ اگر در یکی از رادیوهای بیگانه‌ خبری مربوط به‌ کوردستان و کوردها پخش می‌شد، پدران ما، همه‌ را به‌ سکوت و رادیو را به‌ فریاد وامی‌داشتند. زمانی که‌ جوانان کورد تنها به‌ جرم بودن و کورد بودن به‌ جوخه‌های اعدام سپرده‌ می‌شدند، ایران اسلامی! خفته‌ بود و رادیوهای فرا مرزی نیز در تهران اخبار را به‌ گونه‌ای پخش می‌کردند که‌ گویی تنها و تنها در خیابانهای تهران زندگی در جریان است و تنها و تنها رژیم آخوندی کمر همت به‌ بریدن نفسهای آزادی در تهران بسته‌ است.

خون هزاران جوان رشید کورد در راه سربلندی این کشور و آزادی این ملتها، بر سنگهای دامنه‌ کوههای کوردستان نقش بست، اما سیاستگذاران رسانه‌های فارسی زبان، بصورت هدفمند اخبار این  گونه‌ مبارزات و فداکاریها را پخش نکرده ‌و در دفاتر کاخ گونه‌ خود لم دادند و در توهم ‌ جدایی طلب بودن کوردها سدی شدند بر سر راه‌ رسیدن فریاد، درد و رنج ملتی فراموش شده‌ اما زنده‌.

بارها شنیده‌ام که‌ مبارزین کورد با طنزی تلخ گفته‌اند، این رسانه‌ها فقط اسمی از کوردها ببرند برای ما خوشایند است، مهم نیست درباره‌ ما چه‌ می‌گویند ، مهم آنست که‌ گفتن نشانه‌ بودن است.

تلخ تاریخی در سینه‌ پنهان دارد این سرزمین و تلخ داستانی این نخواستن دیدن و نخواستن شنیدن برادر درد برادر را.

اینک در قرن ترقی، عصر مسنجر و دوران طلایی رسانه‌ها زندگی می‌کنیم، اما هنوز هم صدایمان را نمی‌خواهند بشنوند، دردمان را نمی‌خواهند درک کنند و قربانیمان را نیز هنوز نمی‌خواهند بپذیرند.

گویی زمان برجای خود ایستاده‌ و قصد حرکت در سر ندارد! در سرزمین پدری من، رنجها و غمها و مرگها  همچنان در جریان است. در وطن فراموش شده‌ و اشغال شده‌ام گویی هنوز پیکر همان ژنده‌پوشان به‌ دار آویخته‌ در میدان مهاباد، و همان به‌ ناحق اعدام شدگان استانبول بر دار است.

آقای نوری‌زاده‌ را که‌ سخنانش بسیار دلنشین است چند بار در هفته‌ از رسانه‌ها می‌بینم و با او برایم  دوست داشتن سرزمین مادریم و احترام به‌ خانه‌ پدریم تداعی می‌شود. از این بزرگمرد میاموزم عشق به‌ خاک وطنم را و البته‌ عشق به‌ پرچم و تاریخم را چنانچه‌ سرزمین من هم تولد پرچمش را جشن بگیرد.

در این روزها چه‌ غمها که‌ بر این جان من نمی‌ریزد و چه‌ کمبودها که‌ وجودم را آکنده‌ نمی‌سازد هنگامیکه‌ ‌ می‌بینم در سرزمین من غوغاست و دار اعدام عزیزترین فرزندان ملتم بپاست اما آقای نوری‌زاده‌ حرف از حزب‌الله‌ می‌زند و اندر باب پسر حافظ اسد سخنرانی می‌کند، گویی که‌ کوردستان که‌ به‌ گفته‌ خود این میهن‌پرست دو آتشه‌ پاره‌‌تن سرزمین پدریش است، درآسودگی خفته‌ است و در مصر و لبنان و فلسطین است که‌ روزنامه‌نگاران به‌ اعدام محکوم می‌شوند و فعالین مدنی دسته‌دسته‌ روانه‌ سیاه‌چالهای رژیم فاسد و جفاکار می‌گردند!

چرا این همه‌ ندیدن؟ وچرا  این همه‌ خود را به‌ ندیدن و ‌ نشنیدن زدن فقط در قبال مسائل کوردستان؟ بله‌ آقای نوری‌زاده‌ و اکثریت قریب به‌ اتفاق‌ رسانه‌های فارسی زبان اینچنین بی‌تفاوت از کنار اخبار مرتبط به‌ این دیار می‌گذرند و خمی به‌ ابروان نمی‌آورند، چرا؟

عدنان حسن‌پور روزنامه‌نگار و هیوا بوتیمار فعال‌ مدنی تنها و تنها به‌ جرم تلاش برای بهتر بودن و بهتر زیستن و راست گفتن و راست‌ نگاری، در بیدادگاه‌ رژیم آخوندی به‌ اعدام محکوم شده‌اند و چه‌ غم انگیز بود که تاریخ‌ ابلاغ حکم اعدام ‌ این دو جوان رشید تنها یک روز پس از هجدهمین سالروز ترور زندیاد دکتر قاسملو بود. اما غم‌انگیزتر از آن برخوردی است که‌ رسانه‌های فارسی زبان بخصوص صدای آمریکا با اخبار مربوط به‌ این موج تازه‌ و وحشتناک سرکوب در کردستان کردند.

اگر به‌ میمنت حضور بانوی گرانمایه‌ کورد خانم طلوعی نمی‌بود شاید آن اندک در حاشیه‌ پرداختن به‌ این خبرها نیز در دستورالعمل این رسانه‌ که‌ ادعا دارد برای همه‌ ساکنان آن حدود جغرافیایی که‌ خود ایرانش می‌نامند پخش می‌شود، نمی‌گنجید.

گویی که‌ ستمی که‌ بر فرزندان، جوانان، مردان و زنان کورد می‌رود دردی از نوع دیگر در بودن خود دارد.
بارها بیننده‌ برنامه‌های این رسانه‌ بوده‌ام و دیده‌ام و شنیده‌ام که‌ این تلوزیون ساعتها برنامه‌ در مورد مسائلی همچون گران شدن گوجه‌فرنگی یا فلان معضل اجتماعی آماده‌ و پخش کرده‌ است، اما در حیرتم که‌ با وجود اینکه‌ نزدیک به‌ دو هفته‌ از صدور احکام اعدام فعالان مدنی کورد می‌گذرد و موج سرکوب با شدت زیاد در طی این هفته‌ کناره‌های آرام جامعه‌ روشنفکری کوردستان را در هم می‌کوبد و خسارتهای جبران ناپذیر به‌ بار می‌آورد اما این رسانه‌ و دیگر‌ رسانه‌های فارسی زبان فقط در حد خبرهای کوتاه‌ به‌ آن پرداخته‌اند و چه‌ بسا برخی از این رسانه‌ها حتی خبری از بلاد کوردستان به‌ دستشان نرسیده‌ باشد یا نمی‌خواهند به‌ دستشان برسد.

شک و تردید در دل را ندهید که‌ ملت کورد از این همه‌ بی‌توجهی و ندیدن درسهایی آموزنده‌ می‌گیرد و دور نمی‌بینم همین سیاستهای اعمال شده‌ که‌ همگی در جهت نفی مسئله‌ کورد و هویت کورد هدایت می‌شوند دست کم چشم رهبران سیاسی کورد را که‌ مدافعین اصلی تز ایرانی بودن کوردها هستند، در برابر واقعیتهای پنهان نگه‌ داشته‌ شده‌ بازتر کند، که‌ همین باز شدن چشم سیاستمداران سنتی کورد بر روی واقعیتهای موجود خود می‌تواند نوید بخش جوانه‌ زدن ایده‌هایی باشد که‌ بر اصل خود شناختی کوردها بیشتر تاکید کند.

ملت سربلند کورد خوب می‌داند که‌ در پیمودن راه‌ سربلندی و سرفرازی یاوری جز اتحاد و همبستگی ملی ندارد و نخواهد داشت و در این راه‌ بی‌گمان خطرناکترین دشمن نیز همان دوست نما دشمنی‌ست که‌ دم از برادری می‌زند اما بودن تو را در کنار خود همچو خود نمی‌پذیرد.

بار دگر حکم صادره‌ بیدادگاه‌ انقلاب مریوان را که‌ طی آن دو جوان روشنفکر کورد محکوم به‌ اعدام شده‌اند را حکمی ناعادلانه‌ دانسته‌ و عدالت را در مورد این دو فعال مدنی و همه‌ زندانیان سیاسی، تنها و تنها آزادی بی قیط و شرط می‌دانم.

سربلند کوردستان
سربلند آزادی  

منبع: وبلاگ کلنجار

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 2:26  توسط ...  | 
 

گرتـن و لێـدان و کوشتـن عاملـی ئـازادیـه‌

 

قـوڕ به سـه‌ر ئـه‌و دووژمنه‌ی هیـوای به‌ندیخانه‌یه‌...

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 17:35  توسط ...  | 

 

خورهه لات نیوز: قوه قضاييه ايران، روز سه شنبه برای نخستين بار خبر صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار و فعال کرد " عدنان حسن پور" و "عبدالواحد بوتيمار" معروف به «هيوا»، را تاييد کرد.

 

به گزارش خبرگزاری فرانسه، عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه ايران، در مصاحبه ای مطبوعاتی گفت: "بوتيمار و حسن پور به جرم محاربه، به اعدام با طناب دار محکوم شده اند

."

"محاربه"، از جرايمی است که با واژه ای ريشه گرفته از کتاب قرآن توصيف می شود و می توان آن را به "دشمنی به خدا" تعبير کرد.

 جمشيدی از اينکه آيا حکم اعدام اين روزنامه نگار به تاييد ديوان عالی کشور رسيده است يا نه، اظهار بی اطلاعی کرد.

صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد، هر چند که تاکنون با سکوت مقام های ايرانی همراه بود و اظهارات روز سه شنبه عليرضا جمشيدی، نخستين اظهار نظر رسمی در اين زمينه است، اما پيش از اين، با اعتراض های جهانی همراه شده است.

 

دانيله کاپزونه، رييس کميسيون صنايع پارلمان ايتاليا  نيز در بيانيه ای احکام اعدام برای دو شهروند کرد ايرانی را "يکی ازغيرانسانی ترين محکوميت های سال های اخير جمهوری اسلامی ايران» دانسته و از مقامات اين کشور می خواهد «هر چه زودتر اين دو انسان آزاده را که تنها جرمشان ابراز عقايدشان بوده، آزاد کنند".

 

روز دوم مرداد ماه، انجمن جهانی قلم، با انتشار قطعنامه ای که در آن به «نقض گسترده حقوق بشر در ايران» اعتراض شده بود، از تداوم بازداشت عدنان حسن پور ابراز نگرانی کرده بود.

 

همچنين سازمان گزارشگران بدون مرز، روز دوم مرداد ماه، با صدور بيانيه ای، صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد را «ظالمانه و شرم آور» توصيف کرده بود.

 

تا امروز فدراسيون خبرنگاران ايتاليا، مهم ترين نهاد صنفی روزنامه نگاران بوده که برای توقف اجرای حکم اعدام عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار، فعاليت های تبليغاتی گسترده صورت داده است

.

فدراسيون سراسری سنديکاهای خبرنگاران ايتاليا در حمايت از کارزاری که در اين کشور برای نجات جان عدنان حسين پور و هيوا بوتيمار از سوی «گروه دفاع از آزادی بيان در ايران»، «سازمان اطلاع رسانی و امنيت خبرنگاران» و «اصل ۲۱» به راه انداخته شده است، اوايل مردادماه بيانيه ای صادر کرد که در آن از رسانه های اين کشور خواسته شده بود که در اطلاع رسانی در اين زمينه فعال شوند.

  

در پيامد انتشار اين بيانيه، فراخوان «برای نجات جان دو شهروند کرد ايرانی» در بسياری از برنامه های تلويزيونی و شبکه های خبری ايتاليايی خوانده شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 17:24  توسط ...  | 

كميته مشترك دفاع از عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار

 

مردم آزادیخواه و مدافعان حقوق بشر !

 

دو هفته از صدور حکم اعدام برای روزنامه نگار عدنان حسن پور و فعال مدنی هیوا بوتیمار از سوی دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان مریوان سپری شد .از همان لحظات آغازین صدور این حکم ناعادلانه تمام آزادیخواهان و بشر دوستان جهان بویژه مردم انسان دوست کردستان چه بصورت فردی و چه بصورت سازمان و کانونهای متعدد در سطحهای مختلف به محکوم کردن چنین حکمی ناعادلانه اقدام و خواستار لغو آن و آزادی این دو فعال کرد شدند و این تلاشها بشیوه ای گسترده و وسیع تاکنون هم ادامه دارد.

 

آنچه که نگرانیهای بشردوستان و آزادیخواهان و بویژه نگرانی خانواده عدنان و هیوا را دو چندان کرده است، نامشخص بودن مکان بازداشت و بی اطلاعی از وضعیت سلامتی فرزندانشان از دو روز قبل از صدور حکم و انتقال آنها از زندان عمومی مریوان به مکانی نامشخص است

.

کمیته مشترک دفاع از عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار ضمن محکوم کردن مجدد  حکم ناعادلانه اعدام برای این دو فعال کرد، سیاست پنهان کاری و مخفی کردن زندانیان کرد و همچنین ممانعت از ملاقات وکلا و خانواده با آنها را شدیداً محکوم کرده و از تمام بشردوستان و سازمانهای مربوطه درخواست میکنیم در برابر سیاست جدید دولت ایران علیه زندانیان و فعالان فرهنگی، مدنی، مطبوعات، و حقوق بشر خاموش ننشسته و در قبال چنین اعمالی علیه زندانیان موضعگیری نمایند.

 

 

کمیته مشترک دفاع از عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار

 

 

<!--[if !supportLists]-->·         <!--[endif]-->لیلی حسن پور سخنگوی کمیته مشترک

<!--[if !supportLists]-->·         <!--[endif]-->کانون نویسندگان کردستان ایران

<!--[if !supportLists]-->·         <!--[endif]-->سازمان چاک

<!--[if !supportLists]-->·         <!--[endif]-->مرکز شرق نو برای دمکراسی

<!--[if !supportLists]-->·         <!--[endif]-->سازمان حقوق بشر کردستان

<!--[if !supportLists]-->·         <!--[endif]-->کمیته دفاع از زندانیان کردستان

 

k_pshtiwani@yahoo.com

adnanhasanpoor@yahoo.com

kempainp@yahoo.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 13:41  توسط ...  | 
 image
 ئه‌یاز خوون سیاو‌شان: 

چرکه‌به چرکه‌ و دلۆپ دلۆپ چاوه‌رێت بووم! 

بڕیاربوو پێش ڕهێڵه‌ی خه‌نجه‌ره‌کان و پێش ته‌ڕبوونی ماچه‌ سووتاوه‌کان و پێشتر له‌ ته‌متوومانی جگه‌ره‌کان،سه‌ردانم بکه‌ی، بۆ نه‌هاتی؟!

 

بڕیار بوو باوه‌شێک له‌ غوربه‌تی گۆڕه‌که‌ی دایکم و کادۆیه‌ک له‌ شه‌پۆله‌کانی زرێبار و ئۆدکۆلۆنێک له‌ مرۆڤم بۆ بێنی ، بۆ نه‌هاتی؟!

 

من هه‌ناسه‌ به‌ هه‌ناسه‌ و کلوو کلوو چاوه‌رێت بووم!!

 

چ ده‌ بوو گه‌ر هاتبای و هه‌ر هیچ نه‌بێ په‌خشانێک له‌ شنه‌ بای میراجێ و شێعرێک له‌ ئه‌ندێشه‌ی ماسیه‌کانی کوردستان و کتێبێک له‌ مرۆڤایه‌تیت بۆ هێنابام!!؟؟.

   من  ده‌ مزانی زه‌ مانت له‌ - با – دا هه‌ڵواسراوه‌ و ده‌شمزانی پاسه‌وانی وه‌ نه‌وزی شه‌وه‌ کان بووی. 

من ده‌ مزانی تاریکیت ناوه‌ به‌ کۆڵته‌وه‌ و له‌ شه‌قامه‌ ئه‌ نجنکراوه‌کانی رۆژنامه‌دا ئاوێته‌ی قه‌یرانی گۆڵه‌لان بووگیت.

 

ده مزانی هاوڕێ ده‌ مزای  کاتت پڕه‌ له‌ وه‌ سوه‌ سه‌ی خۆشه‌ ویستی و له‌ جم و جوڵی باران و له‌ ته‌نیایه‌ که‌ی سه‌ی عه‌لی ئه‌ سغه‌ ری کۆردستانی!

 

به‌ ڵام چ بکه‌ م ؟!

 منیش تاریک و ته‌ نیا بووم، له‌  دوورگه‌ ی خه‌ونه‌کانی زه‌ رده‌ شت دا قه‌ تیس مابووم.

چ بکه‌ م ؟!

 

وشه‌ وشه‌ غۆربه‌ تم پاییزتر و شه‌ قام شه‌ قام ئاواره‌ ییم سه‌وزتر و سات به‌ ساتی شیعره‌ کانیشم  - نالی – تر!

  

باڵابه‌ رزتر له‌ شیعرم!!

 

تۆ  نه‌ هاتی به‌ ڵام ئێستا تاریکی ژووره‌ که‌ ت ، حه‌ رف به‌ حه‌ رفی شیعره‌ کانمی رووناکی رووناک  کردۆته‌ وه‌ .

 

تۆ نه‌ هاتی به‌ ڵام ئێستا هه‌ موو هه‌ رێمه‌ کانی رۆح چاوه‌ ڕێته‌.

 

ئێستا  هه‌ ر هه‌ موومان چاوه‌ رێتین!!

سه‌رچاوه‌ : خۆرهه‌لات نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 12:53  توسط ...  | 

کۆڕو کۆمه‌ڵه مرۆڤ دۆسته‌کان!
پارێزه‌رانی مافه‌کانی مرۆڤ!
مرۆڤه دێموکرات‌و ئازادی خوازه‌کان!

هه‌روه‌ك هه‌موو لایه‌ک ئاگادارن رێكه‌وتی‌ 17 07 2007ی‌ زایینی‌، به‌ناو دادگای كۆماری‌ ئیسلامی‌ ئێران له‌ كرده‌وه‌یه‌كی‌ نایاسایی‌و دژ به هه‌موو پێوانه‌ په‌سه‌ند کراوه‌ نێونه‌ته‌وه‌یی‌کان، پاش چه‌ند مانگ له‌ رفاندن‌و بێ سه‌رو شوێن کردن، له ئاکام‌دا له ژوره‌ داخراوه‌کان‌داو به بێ بوونی پارێزه‌ر حوکمی له داردانی به‌سه‌ر" عه‌دنان حه‌سه‌ن پوور" رۆژنامه‌وانی سه‌ربه‌خۆو، "هیوا بوتیمار" چالاکی مه‌ده‌نی، سه‌‌پاندووه‌و ده‌ورێکی نوێی له سه‌رکوت‌و ئێعدام‌و پێشێل کردنی مافه‌کانی مرۆڤ له کوردستان به ئاشکرا وه‌رێخستووه.

به‌رێزان!
ئه‌م حوکمه ناڕه‌واو زاڵمانه‌یه‌ که بڕیاره به‌رێو‌ه‌ بچێت، له کاتێک‌ دایه ده‌وڵه‌تی ئیسلامی ئێران به هۆی سه‌ره‌ڕۆیی‌و گوێ نه‌دان به یاساو پێوانه په‌‌سه‌ند کراوه جیهانی‌یه‌کان، هاوکات به هۆی پێشل کردنی هه‌مه‌ لایه‌نه‌ی ماف‌و ئازادی‌یه‌کانی گه‌لانی ئێران، له ئاستی نێونه‌ته‌وه‌یی‌و نێوخۆیی‌دا که‌وتۆته ژێر گوشارو ته‌ریک که‌وتنه‌وه.

ئاشکایه رێژیم به به‌رێوه بردنی ئه‌م جۆر کارانه، وه‌کوو هه‌میشه وێرای ئه‌وه‌ی له ئاست کۆمه‌ڵگای نێونه‌ته‌وه‌یی‌دا لاساری ده‌کات، تێده‌کۆشی به‌م کرداره بێ به‌رهه‌مانه ده‌نگی خه‌باتی ئازادی‌ خوازانه‌ی گه‌لانی ئێران بۆ ئاشتی‌، ئازادی‌و دێموکراسی کپ‌و بێ ده‌نگ بکات.

جێگای خۆیه‌تی سه‌رجه‌م که‌سایه‌تی‌و رێکخراوه‌کانی داکۆکیکار له مافه‌کانی مرۆڤ، له ئاست ئه‌م جۆره ڕه‌فتاره نایاسایی‌و سه‌ره‌رۆیانه‌ی کاربه‌ده‌ستانی ده‌وڵه‌تی ئیسلامی تاران‌‌دا بێ ده‌نگ نه‌بن‌و به ده‌ربڕینی ناره‌زایه‌تی‌ له هه‌مبه‌ر ئه‌م حوکمه ناڕه‌وایه، هه‌وڵ بۆ هه‌ڵوه‌شاندنه‌وه‌ی بده‌ن‌و زه‌‌خت‌و گوشار بخه‌نه سه‌ر حاکمانی تاران، تاکوو واز له‌م کرداره ناڕه‌وایانه بێنن‌.

به هیوای هه‌نگاوی به کرده‌وه
ده‌سته‌ی نوێنه‌رایه‌تیی گشتیی یه‌کیه‌تیی لاوانی دێموکراتی کوردستانی ئێران له ده‌ره‌وه‌ی وڵات.
18 07 2007

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 12:47  توسط ...  | 

هیرو دانش

خانم بوتيمارهمسرتان را به اعدام محکوم کرده اند. فکر مي کنيد علتش چيه؟
براي بازداشت و محکوم کردن روشنفکران در ايران دليل خاصي وجود ندارد. از نظر من هيچ دليلي براي صدور چنين حکمي وجود ندارد و نخواهد داشت.قاضي اي که‌ اين حکم را صادر کرده‌ بدون توجه‌ به‌ پرونده‌ متهم دست به‌ چنين عملي زده‌؛‌ يکي از بارزترين تناقضات اين حکم با پرونده‌ موردي است که‌ قاضي در حکم به‌ مجرد بودن هيوا اشاره‌ دارد در حالي که‌ وي متاهل است. جرم همسرم تنها کارهاي فرهنگي و مدني بوده‌ که‌ انجام داده‌ است.

چه کسي اين خبر را به شما داد؟
خبر را از وکيل هيوا شنيدم.

با شنيدن اين خبر چه حالي پيدا کرديد؟
ابتدا باورم نمي شد، اما با تکرار آن و حرفهاي وکيلمان کم کم بدنم سرد شد، دلم شروع به‌ تپيدن کرد، و لبهايم خشک شد.

آخرين بار کي همسرتان را ملاقات کرديد؟
سه‌ هفته‌ پيش، يک هفته‌ قبل از اينکه‌ از زندان مريوان منتقل شود.

از زندگيتان بگوييد.کي با هم ازدواج کرديد؟ چطور با هم آشنا شديد؟
ما دو سال قبل از ازدواجمان با هم آشنا شديم و 4 سال پيش هم ازدواج کرديم. زندگي بسيار خوبي داشتيم. در طي زندگيمان با پشتکار فوق العاده همسرم به‌ تحصيل ادامه‌ دادم و توانستم بسيار موفق باشم. همسرم در دوران زندگي مشترکمان در شرکتي مشغول کار بود، همچنين به‌ عنوان هيئت مديره‌ انجمن سبز شهر فعاليت مي کرد.

اگر آن موقع مي دانستيد که براي شريک زندگيتان حکم اعدام صادر مي کنند، باز هم با هيوا بوتيمار ازدواج مي کرديد؟
قطعا! همسرم هر کاري که‌ کرده در راه فرهيختگي مردم و آگاه کردن بيشتر جامعه‌ در مورد مسائل فرهنگي بوده‌ است.

در حال حاضر با چه کسي زندگي مي کنيد؟برخورد فاميل و دوستان در شرايط کنوني با شما چطور است؟
در خانه‌ پدريم هستم. برخورد مردم بسيار خوب است، همه‌ من را به‌ عنوان همسر شخصي بارز و فعال در زمينه‌هاي فرهنگي مي شناسند و من را به‌ خاطر داشتن چنين همسري تحسين مي کنند.

اين حکم در زندگي شما چه اثري گذاشته؟ از کارهاي روزانه تان بگوييد.
زندگيم بسيار تغيير کرده‌، بيشتر اوقات در دادگاه و زندان سرگرم کارهاي همسرم هستم، در طول ترم نيز به‌ دانشگاه مي رفتم.

مادر عدنان حسن پور مي گفت که شما خيلي تنهاييد. اينطور است؟
ممنون از همدردي مادر عدنان، کاملا طبيعي است که‌ در غياب شوهرم احساس تنهايي کنم اما باز وجود دوستان دلسوز در بهبود وضعيت روحيم موثر بوده‌ است.

واکنش اطرافيان شما نسبت به اين حکم چي بوده؟
کردستان، منطقه‌ جغرافيايي که‌ ما در آن زندگي مي کنيم در طول تاريخ خيلي اوقات از طرف قدرتهاي مرکزي و حکومتهاي ديگر مورد تهاجم و برخوردهايي همچون اعدام و قتل عام قرار گرفته‌ است. پدران و مادران ما چه‌ داستانها تعريف مي کنند از اعدامهاي صحرايي جوانانشان، ولي به‌ هر حال اين اعدامهاي اخير طبيعتا واکنشهاي نگران کننده اي را به‌ دنبال داشته‌ است، چرا که‌ در قرن 21 تصور اعدام نويسندگان و روشنفکران واقعا سخت است.

شما به عنوان همسر هيوا، از خصوصيات او بگوييد. از زندگي با او راضي بوده ايد تا حالا؟
هيوا شخصي مسئوليت پذير عاشق خانواده‌ و همسرش بود، و جمع دوستان را به تنهايي ترجيح مي داد، بسيار خوش اخلاق بود و هميشه‌ براي موفقيت من تلاش مي کرد. زندگي با هم را بسيار دوست داشتيم و خواهيم داشت. چون عاشق هم هستيم.

فرض کنيد حکم اعدام هيوا لغو بشود و امکان آزاديش فراهم آيد.با آزادي هيوا، زندگي شما چه تغييري مي کند؟ تاثير ازادي هيوا بر آينده شما چه خواهد بود؟
چيزي که تغيير نمي کند زندگي فرهنگي و فعاليتهاي مدني ما است، فکر نمي کنم تغيير بنياديني در زندگي ما به‌ وجود آيد.

و اگر حکم تاييد بشود؟
در اين مورد نمي توانم اظهار نظر کنم.

چه سخني با قاضي اي داريد که حکم را صادر کرده؟
حکم صادر شده‌ براي همسرم از طرف اين قاضي برابر هيچ يک از قوانين بشري و همچنين قوانين تصويب شده‌ در ايران نمي باشد، بنابراين اگر قاضي حتي مطابق قوانين ايران قضاوت مي کرد قطعا اين حکم صادر نمي شد، از قاضي مي خواهم که‌ براي پرونده‌هاي ديگر قضاوتي عادلانه‌ داشته‌ باشد.

به عنوان همسر يک زنداني که به اعدام محکوم شده، از چه کساني و چه انتظاراتي داريد؟
از تک تک انسانهاي، انساندوست و عدالت خواه جهان انتظار حمايت و همدردي دارم و همچنين از همه‌ نهادها و سازمانهاي مربوطه‌ درخواست رسيدگي مجدد به پرونده‌ همسرم را دارم.

پدر و مادر هيوا از صدور حکم اعدام مطلعند؟
بله، پدر و مادر همسرم پيرزن و پيرمردي 70 ساله‌ هستند که‌ دردهاي زيادي به‌ خاطر بچه‌هايشان چشيده‌اند چرا که‌ بچه‌هايشان هيچوقت نخواسته‌اند در برابر وقايع پيرامون سکوت کنند.

و آخرين جمله اي که دوست داريد بگوييد؟
همسر من بي گناه است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 16:8  توسط ...  | 
 بانگه وازی به په له ی كۆمه ڵه ودیموكرات پێكه وه بۆ كوردانی دانیشتوی بریتانیا
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 2:1  توسط ...  |